پیغام مدیر : به شما دوست گرامی سلام عرض می كنم . امیدوارم در این سایت دقایق خوبی را سپری كنید .ازفهرست موضوعات میتوانید برای رسیدن به مطلب مورد علاقه خود استفاده کنید.
مطالب ارائه شده در رهیار بیشتر بر روی ریاضیات دوره راهنمایی و دبیرستان متمرکز شده است.نظرات شما میتواند مشوق ما در ادامه راه این سایت ریاضی شود.پس لطفا دریغ نکنید. برای آگاهی از امكانات سایت رهیار خواهشمندم كه تا آخر صفحه این سایت را مشاهده نمایید .
بازدید های دیروز :
بازدید های این ماه :
بازدیدهای ماه قبل :
كل بازدیدها :
كل مطالب رهیار :
ارزشمندترین چیز برای شما چیست؟
آیا میتونید بدون درگیری و تلفات جای اسبهای سیاه و سفید رو عوض کنید!؟
چند توصیه به نوجوانان (به بهانه فرارسیدن فصل امتحانات)
نمونه سئوالات امتحان ریاضی سال سوم راهنمایی
حجم عکسهای وبلاگتون رو بطور باور نکردنی کاهش دهید
چاپ کردن یک سند چند صفحه ای در یک برگ A4چطوریه؟
شما فهمیدید که بقیه این پولها چی شد؟
این جایزه یا آن یکی ؟ مسئله اینست!
پنج دایره و پانزده عدد و یک حاصلجمع واحد
ماجراهای عجیب و مهیج که برای یک ریاضیدان اتفاق افتاد
میتونید مجموع 8 تاعدد 8 رو به 1000 برسونید؟
به یاد محمود رضا واعظی نسب! معلم فداکار

ارسطو (Aristotle)
آمده است.
پس از مرگ اسكندر در سال 323 پ م آتنیها بر علیه حكومت مقدونی شورش كردند. ارسطو نیز از اثرات این شورش در امان نماند. در این زمان یكی روحانیون آتن بر علیه ارسطو شكایت كرد كه او منكر تاثیر صدقه و قربانی است . ارسطو بدین ترتیب مجبور به فرار از آتن و مخفی شدن شد تا مانع جنایت دوم آتنیان برضد فلسفه شود. یك سال بعد از این واقعه او در سن 63 سالگی درگذشت.
با دقت در تمام فعالیتهای ارسطو اشتیاق عجیب ارسطو به مشاهده گری دنیا و تفسیر آن مشاهدات آشكار می گردد. ارسطو بر خلاف استادش تلاشی در به پرواز درآوردن پرنده ذهن نمی كند و ترجیح می دهد با نوعی واقع گرایی خوب ببیند و سپس مشاهداتش را با وضع قوانین دقیقی مورد بررسی قرار دهد. او با جرات تمام این گونه مشاهده كردن و تفسیر مشاهدات بر اساس قوانین مشخص را به تمام شاخه های علم تعمیم می دهد. از این روست كه هنگام مطالعه ارسطو با نجوم ارسطو- زیست شناسی ارسطو - روانشناسی ارسطو - سیاست ارسطو و..... مواجه می شویم. او همراه با بررسی این علوم به تقسیم بندی و شاخه بندی علوم نیز می پردازد.
گرچه تا به امروز اكثر نظریات ارسطو در علوم طبیعی مانند مركزیت كره زمین , تفاوتهای فیزیولوژیك زن و مرد یا رد نظریه اتمی دموكریتوس و سقوط اجسام به زمین با سرعتهای متفاوت بر اساس وزن و بسیاری دیگر رد شده است. اما تقسیم بندی علوم ارسطو و حتی بعضی از نوشته های او در زمینه علوم طبیعی تا هزاران سال در تاریخ بشری تاثیر گذاشته است. كه همین موضوع سبب گشته است تا این ادعا مطرح شود كه نظریات ارسطو پیشرفت علوم را هزار سالی به عقب انداخته است.
اما شاید مهمترین مبحثی كه هنگام مطالعه این مشاهده گر بزرگ با آن مواجه می شویم نه مشاهدات او بلكه شیوه تفسیر و استنتاجی است كه او برای این مشاهدات و در كل برای تفكر وضع كرده است. در واقع در میان مطالب مطروحه توسط ارسطو مطلبی كه كمتر از همه مورد دستبرد زمان واقع شده است منطق ارسطو است , كه همین امر موجب شده است كه ارسطو به عنوان واضع منطق نیز مطرح گردد . مهمترین اثر ارسط در منطق ارغنون (Organon) است كه شامل پنج بخش مقولات (Categories) تعبیرات (On Interpretation) تحلیل (Analytics) كه خود شامل و بخش می باشد.
ارسطو تمام علوم را در دایره فلسفه می داند.او دانش بشری را به سه بخش عمده فلسفه نظری , فلسفه عملی و فلسفه ادبی تقسیم می كند. فلسفه ادبی شامل مواردی همچون شعر و ادبیات و سخنرانی و چیزهای نظیر اینها می شود. فلسفه عملی هم در برگیرنده مواردی نظیر اخلاق و سیاست و اقتصاد است.او فلسفه نظری را نیز به سه بخش عمده تقسیم می كند : 1 علوم طبیعی نظیر فیزیك و زیست شناسی 2 ریاضیات 3 فلسفه متافیزیك و خدا شناسی .
ارسطو در این مبحث معرفت شناسی با استادش افلاطون موافق است كه آگاهی و علم بر كلیات تعلق می گیرد و نه بر عالم محسوسات كه عالم جزییات است. همانطور كه در نوشتار قبلی (افلاطون) ذكر شد افلاطون عقیده داشت این كلیات یا به عبارت دیگر مثالها هستند كه تشكیل عالم واقعی را می دهند. و محسوسات ما غیر واقعی و در واقع پرتوی از عالم مثال هستند. اختلاف ارسطو با افلاطون از همین جا شروع می شود. ارسطو بر خلاف استاد معتقد است كه این كلیات و مثالها فقط ذهنی هستن و وجود خارجی ندارند. به عبارت دیگر بر خلاف افلاطون كه دیدی آبژكتیو نسبت به این مسئله دارد ارسطو دارای نگرشی سابژكتیو نسبت به این مسئله است. ارسطو در رد نظریه مثل افلاطونی دلایل زیادی را ذكر می كند كه در اینجا به آنها نمی پردازیم. شاید بتوان این اختلاف را به خلق و خوی این دو نسبت داد. ارسطو فاقد شور و هیجان افلاطون برای خیال پردازی و پرواز ذهن است. اما در عوض مشاهده گری است حرفه ای كه بیشترین بهره را از حواس خود می برد.
ارسطو با مشاهده یك شی در جهان دو تفسیر از آن شی ارایه می دهد یكی تفسیری كه به حالت بالقوه اش مربوط می شود و دیگری كه به حالت بالفعل آن مرتبط است. برای مثال در نگاه او یك دانه بالقوه یك گیاه كامل است. زمانی كه این قوه به فعلیت درآمده بالفعل تبدیل به یك گیاه می شود. یا خاك بالقوه می تواند كوزه باشد و با تبدیل شدن به كوزه این قوه به فعلیت در می آید.
جدایی ناپذیری ماده و صورت موجب می شود كه هیچ گاه با ماده ای اولیه روبرو نشویم , بدین ترتیب ماده المواد از نظر ارسطو امری كاملا ذهنی است و وجود خارجی ندارد. او این چنین نظریات فیلسوفان قبل از خود را در مورد ماده المواد مانند هوای طالس آب آناكسیمنس یا جزء لایتجزا یا همان اتم دموكریتوس و بالاخره مثل افلاطون را مردود می شمرد.
ارسطو نیز مانند افلاطون ولی به گونه ای دیگر وجود را دارای سلسه مراتب می كند و نیز باز مانند او در سلسله مراتبش دچار نوعی كمال گرایی به شیوه ای متفاوت از افلاطون می شود. برای مثال او به سلسه مراتبی از جماد - نبات - حیوان - انسان معتقد است كه در این سلسه مراتب در هر مرحله وجود كمالی می یابد و به درجه بالاتری صعود می كند.
به عقیده ارسطو وجه تمایز و برتری انسان نسبت به حیوان عقل اوست پس عقلانیت یكی از بالاترین درجات كمال است. در این رده بندی ارسطو عقل مجرد و صرف كه كاملا در حالت صورت و فعل است نه به شكل ماده و هیولی در قله قرار دارد..
خدای ارسطو هم خالق جهان نیست بلكه محرك اولیه جهان است. زیرا ارسطو چون بسیار دیگری از یونانیان باستان به جهانی ازلی و ابدی معتقد بود. این خدا خدایی نیست كه جهان را مستقیما به وسیله نیروهای خاصی بچرخاند. او در این باره می گوید خدا جهان را به شیوه ای می گرداند كه معشوقی عاشقش را. پس خدای ارسطو شخصا هیچ دخالتی در امور دنیای ما نمی كند و نظاره گریست صرف(مانند خود ارسطو!!!) تنها منظره ای كه می بیند فقط خود اوست , زیرا نظاره بر این جهان ناقص موجب نقص او هم می شود , در حالیكه كه او كمال مطلق است.
در فلسفه اخلاق ارسطو كه متاثر از فلسفه نظری اوست خیر و سعادت هر موجودی در غایتی است كه برای او معین شده است . و چون كمال انسان در عقلانیت مشخص شده است . پس خوشبختی و سعادت انسان در زندگیی مبتنی بر عقلانیت است. به عقیده ارسطو عقلانیت هم چنین حكم می كند كه فضیلت اخلاقی در امری باشد كه حد وسط و تعادل در آن رعایت شده باشد. بدین گونه است كه ارسطو توصیه به انتخاب شجاعت میان تهور و ترس و اقتصاد میان بخل و اسراف و...... می كند.
در سیاست هم ارسطو پی گرفتن راه وسط را دنبال می كند. از سویی به مخالفت با دموكراسی بر می خیزد , چون معتقد است كه دموكراسی بر این اصل استوار است كه همه مردم با هم برابرند , در حالیكه به اعتقاد او اصلا اینطور نیست. ارباب بر برده برتری دارد , مرد بر زن , اشراف بر عامه مردم , ... . در ضمن چون در دموكراسی كه حكومت به دست عامه می افتد عامه مردم را به راحتی می توان فریفت , پس امكان سقوط و اضمحلال این نوع حكومت زیاد است. اما در نظر ارسطو حكومت آریستوكراسی (اشرافی) هم با اینكه در كل نسبت به دموكراسی ارجحیت دارد اما این هم دارای معایب خاص خود است , نظیر اینكه معمولا منجر به استبداد یا حكومت پول و ثروت بر مردم می شود. پیشنهاد ارسطو تركیبی از این دو نوع حكومت یا در واقع حد وسطی بین آنهاست. بدین شكل كه مثلا گروهی از مردمان برتر برای حكومت(احتمالا گروهی از اشراف) با هم به اداره كشور بپردازند.کلیه حقوق این سایت محفوظ است
سایت رهیار پاتوق معلمان ریاضی ،دانش آموزان و دوستداران ریاضی ( راهنمایی و دبیرستان),معماهای ریاضی ,داستان ,سرگرمی , زندگینامه بزرگان , دانستنی ها و ترفندهای کامپیوتری می باشد
All Rights Reserved 2005-2009 © www.RahyarMath.ir